«از کنار شاپرک‌های خیابانی بی‌تفاوت نگذریم»


«جای شاپرک‌ها در خیابان نیست، آنها باید در دشت و باغ باشند. کودکان کار هم مانند همین شاپرک‌ها هستند که در خیابان‌ها پرواز می‌کنند. اما هنری می‌تواند نمایی از زندگی آنها را به نمایش بگذارد که فقط بیانگر سیاهی‌ها نباشد زیرا جامعه‌ای که امید ندارد انگیزه‌ای نیز برای ادامه حیات نخواهد داشت.»

این روزها در تالار «هنر»، نمایشی روی صحنه است که به موضوع کودکان کار، آرزوها، خوشی‌ها و سختی‌های زندگی آنها پرداخته است. قشری از جامعه که همه جا حضور دارند اما به سختی دیده می‌شوند. ناصر آویژه که سابقه کارگردانی کارهای کودک و نوجوان بسیاری را در کارنامه کاری خود دارد، می‌گوید که از حدود پنج سال پیش قصد داشته تا نمایشی را با موضوع کودکان کار تولید کند زیرا جای خالی چنین سوژه‌ای در تئاتر کودک‌ونوجوان به خوبی حس می‌شده است.

این کارگردان در گفت‌وگویی با دوستی دانلود با تاکید بر اینکه برای انجام پژوهش‌های این نمایش مدتی با کودکان کار در ارتباط بوده است، گفت: ما برای انجام پژوهش این نمایش به “خانه خورشید” که در محله شوش قرار دارد و یا دیگر گرم‌خانه‌ها می‌رفتیم. من با این گروه از بچه‌ها ارتباط زیادی داشتم و با آنها آشنا بودم. چیزی که از همان ابتدا برایم جلب توجه کرد، شادابی و نشاط آنها بود که شاید در بچه‌های عادی ندیده بودم. انگار اینها هم برای خودشان رویاها و آرزوهایی دارند که با آن شب را سحر و روز را شب می‌کنند آن هم در شرایطی که مردم از موقعیتی که در آن قرار دارند، ناراضی هستند و از همه چیز شکایت می‌کنند و گاها سر هم کلاه هم می‌گذارند اما این بچه‌ها در اوج نداری و سختی‌های زندگی از هم حمایت می‌کنند و هوای هم را دارند.

آویژه ادامه داد: مدتی پیش کلیپی از یک کودک کار پخش شد که از او می‌پرسند آرزویت چیست؟ و او اصلا نمی‌داند رویا و آرزو به چه معنا است. همین امر باعث شد موضوع اصلی این کار را بحث رویا و آرزوهای این بچه‌ها در نظر بگیرم. این کودکان مانند شاپرک‌هایی در خیابان هستند، درصورتی که جای شاپرک در دشت و باغ است. ما سعی کردیم در این نمایش نگاهی انسانی به همه چیز داشته باشیم، یعنی حتی ماموران شهرداری را هم خاکستری دیدیم تا سیاه مطلق. البته که واقعیت چیز دیگری است و همه از آن مطلع هستیم. نکته اصلی اینجاست که من نگاه سیاسی در این نمایش نداشتم و همه می‌دانیم کار کردن بد نیست اما الان وقت کار کردن این کودکان نیست. ما در قانون هم داریم که باید بچه‌ها تحصیلات داشته باشد. حق طبیعی‌شان است که متاسفانه از آن محروم مانده‌اند.

این هنرمند درباره بازخوردهای نمایشش از طرف مخاطبان و دیگر هنرمندان اظهار کرد: خوشبختانه در همین چند شب اجرا، بازخوردهای خوبی را دریافت کردم. برخی می‌گفتند ما بعد از دیدن این نمایش دیگر نمی‌توانیم به راحتی از کنار این کودکان گذر کنیم و نگاهمان به آنها تغییر کرد. فرد دیگری هم معتقد بود که سازنده این نمایش نمی‌خواسته عمدا تماشاگر را تحت تاثیر قرار بدهد و ناخود آگاه این اتفاق افتاده است. در حقیقت من داستان را دراماتیک نکردم و نمی‌خواستم کسی را بگریانم بلکه مخاطب در این نمایش هم می‌خندد هم متاثر می‌شود و هم با آوازها همراه و نسبت به آینده امیدوار می‌شود. در حقیقت ما نمایش را طوری طراحی کردیم که فقط نشانگر تلخی‌های زندگی این بچه‌ها نباشد و در عین حال که سعی کردیم واقع گرایانه حرف بزنیم اما زیبایی‌ها، رویاها و امید را هم نشان دادیم، زیرا جامعه‌ای که امید ندارد انگیزه‌ای نیز برای ادامه حیات نخواهد داشت. این مفهوم اصلی داستان ما است. بنابر این تماشاگر با نگون‌بختی از سالن نمایش خارج نخواهد شد بلکه امیدوارانه به این بچه‌ها نگاه خواهد کرد.

این کارگردان با اشاره به اینکه کودکان و نوجوانان به خوبی توانسته‌اند با این نمایش ارتباط برقرار کنند، گفت: ما مخاطب‌مان را کودکان و نوجوانان در نظر گرفتیم و چون موضوع اصلی نمایش ما کودکان کار هستند بنا داشتیم تا از این بچه‌ها هم دعوت کنیم تا به دیدن این نمایش بیایند. چند خَیر هم پیش قدم شده‌اند و قرار است که هزینه بلیت این بچه‌ها را پرداخت کنند و در روزهای مختلف برای دیدن نمایش بیایند. خوشبختانه هم این اتفاق رقم خورد اما نه توسط یک خیر بلکه به واسطه یکی از بازیگرانمان! به این صورت که دختر من که در نمایش نقش یک دختر افغان را بازی می‌کند در مترو با چند کودک کار که آنها هم افغان بودند روبرو می‌شود و از آنها دعوت می‌کند تا برای تماشای نمایش بیایند و به این طریق شب گذشته میزبان این شاپرک‌ها بودیم. تجربه بسیار جالبی بود، هم برای ما و مخاطبانمان و هم برای این کودکان زیرا وقتی درحال ترک سالن بودند، شوق و امید به وضوح در چشمانشان دیده می‌شد. این اتفاق قطعا تاثیرگذاری بسیاری دارد و هیچ ابزاری بهتر از هنر وجود ندارد تا بتوان موضوعات این چنینی را در آن بیان کرد.

آویژه با بیان اینکه “بازیگران این اثر همه جای خودشان و در همان سن‌ و سال واقعی‌شان بازی می‌کنند و این صداقت در بازی مخاطب را تحت تاثیر قرار داده است” یادآور شد: برای من به عنوان کارگردان، کار کردن با بچه‌هایی که کم سن و سال هستند بسیار سخت بود و گاهی به ناظمی تبدیل می‌شدم که فقط آنها را کنترل می‌کنم. طرح اولیه‌ام این بود که با خود کودکان کار این نمایش را اجرا کنم و حتی به مرحله انتخاب بازیگران هم رسیده بودم اما در نهایت به دلیل آنکه زمان کمی در اختیار داشتم و این کودکان هم به جهت آنکه کار می‌کردند و برخی نان‌آور خانه‌ بودند امکان حضور مرتب آنها برای تمرین وجود نداشت. اما خوشبختانه به جهت بازی خوب و طبیعی بازیگرانم مخاطب فکر می‌کند که ما واقعا از کودکان کار کمک گرفته‌ایم.

او با تاکید بر جنبه آموزشی تئاتر هم گفت: در جریان اجرای این نمایش بازیگران من خیلی بزرگ شدند و آنهایی که شیطنت‌هایی داشتند بعد از گذشت این چند اجرا و برخورد با کودکان کار نگاهشان و طرز برخوردشان بسیار تغییر کرده است و قدر نعمت‌ها و دارایی‌هایشان را بیشتر می‌دانند. ما می‌خواهیم بگوییم که باید حواسمان به عزت نفس و حفظ احترام کودکان کار هم باشد. این شاپرک‌ها در خیابان هیچ تفاوتی با ما ندارند و نباید نگاه بالا به پایین به آنها داشته باشیم. نباید به عنوان بازنده به آنها بنگریم زیرا روزی قطعا پیروز خواهند شد.

این کارگردان درباره شیوه تبلیغی جدیدی که برای نمایش خود انتخاب کرده است نیز توضیح داد: ما به دو شیوه به تبلیغ این نمایش پرداختیم که به نوعی هم تبلیغ است و هم آموزش بازیگران و فرهنگ‌سازی بین مردم. هر روز پیش از اجرای نمایش بچه‌ها زودتر به تالار می‌آیند و لباس پوشیده و گریم شده به خیابان‌های اطراف تالار مثل میدان هفت‌تیر می‌روند و تراکت‌های این نمایش را پخش می‌کنند و مردم هم واکنش‌های جالبی را به این حرکت داشته‌اند. در نهایت ما می‌خواهیم بگوییم که از کنار شاپرک‌ها بی‌تفاوت نگذریم و الزاما کمک کردن به آنها با پول نیست. همین که به آنها مشورت بدهیم و نسبت به اتفاقات پیرامونشان آگاهشان کنیم، کار بزرگی انجام داده‌ایم.

آویژه در پایان یادآور شد: ما در هر روز می‌توانیم ۱۰ تماشاگر کودک کار را تا آخرین اجرایمان به رایگان بپذیریم و تماشاگران می‌توانند این کودکان را به نمایش ما دعوت کنند و همراه هم به سالن بیایند.

به گزارش دوستی دانلود عوامل این نمایش که هر شب ساعت ۱۹:۲۰ در تالار «هنر» اجرا می‌شود، عبارتند از: نویسنده: گیتا داودی، ناصر آویژه، طراح و کارگردان: ناصر آویژه، بازیگران:(به ترتیب ورود به صحنه) ناصر آویژه، رها آویژه، ایلیازمانی نژاد، آروین بذرافشان، اصغر فریدی ماسوله، امین نیک پنجه، محمد حسن درباغی فرد، مهبد فیضی، سامان میرحسینی، سیروان امینی، عرفانه سرای سرور، ماهک فتاح پور، روجا نجف زاده، آساره هداوند، تهیه کننده:امیر عباس تقی پور، شاعر: حمزه ای، آهنگساز: آرش سلگی، طراح حرکات موزون: اصغر فریدی ماسوله، طراح صحنه: سینا ییلاق بیگی، طراح لباس: طیبه انصاری، دوخت لباس: حمیده کریمی، ساخت انیمیشن و ویدئو آرت: رامین بهادری، مشاور تبلیغاتی: نیما آویژه، دستیاراول کارگردان و برنامه ریز: محمد حسن درباغی فرد، گروه کارگردانی: آساره هداوند، امید علیرضایی، محمد تقی پور، منشی صحنه: یگانه روحانیان، مدیر صحنه: امیر حسین نیک دهقان، طراح پوستر وبروشور: بهروز کیانی، عکاس: مجید خمسه، طراح گریم: حسین تبریزی، مشاور رسانه ای: بهروز فائقیان، مدیر روابط عمومی وتبلیغات مجازی: فریبا جدیدی، مسئول هماهنگی: شهر آشوب مفتاحی، مربی موسیقی: بهاره و محبوبه بهزاد اول، مشاور لهجه افغان: نرگس هزاره،‌ مربی ناشنوایی: مریم جعفرزاده، با صدای: رضا بابک،‌گروه حرکات موزون: اصغر فریدی ماسوله، مهبد فیضی، امین نیک پنجه، بهنوش رییسی فرشید، الهام زارعی، درسا هزاوه، گروه خوانندگان: The mc.do Band، خواننده التو: لیلا نجفی ، خواننده سوپرانو: کیمیا خانزادی،‌ خواننده باس: پدرام منهاج، خواننده تنور: آرش خانزادی، خواننده تنور: عرفان مقدم ، خواننده میهمان: رها آویژه

انتهای پیام